یک پروانه روی علف-تولد دوباره

تولد دوباره

دهه‌های گوناگون زندگی هر انسان می‌تواند حکایت یک پرش و تولد دوباره باشد. دهه‌های بیست، سی، چهل و… هر کدام اگر با بصیرت تمام تجربه شوند، ما را با انتظاراتی روبرو می‌کنند که در هر سنی تمایلات و خواسته‌های خاصی را فرا می‌خوانند. در این دوره‌ها است که بیشتر از هر زمان دیگری تصمیمات سرنوشت‌ساز نقش خودشان را در زندگی نشان می‌دهند. فرصتی برای صعود به پله‌ای بالاتر یا ادامه مسیر قبلی. این مقاطع می‌توانند مثل یک سکوی پرتاب باشند. بهانه‌ای برای تفکر عمیق در مورد آنچه پشت سر گذاشته‌ایم و برنامه‌ریزی برای اقدام‌های جدید در آینده. زمان این تغییرات به میزان شناخت فرد از خودش بستگی دارد و برای بعضی زودتر و بعضی دیرتر اتفاق می‌افتد.

سرشت و جوهره وجودی انسان زمانی‌که به این دنیا پا می‌گذارد، در بستر محیط اطراف و تحت نظارت والدین شکل می‌گیرد. تا زمانی‌که فرد به مرحله‌ای می‌رسد که دریافت‌های تازه‌اش از محیط او را به دیدن زندگی از نگاهی دیگر دعوت می‌کند. در این نقطه پرسش‌های بسیاری ذهن فرد را به خودش مشغول می‌کند و جستجو برای ماموریت اصلی‌اش آغاز می‌شود. نشانه‌های این تحول برای همه به نحوی در زندگی نمایان است، اما خوشبخت کسی است که  این نشانه‌ها را دنبال کند و با راهنمایی اطرافیان و ندای درونش به سمت مسیری که به خاظرش به این دنیا آمده است، حرکت کند. این همان نقطه عطف برای شروع تغییر اما راهی دشوار است که برای حرکت در آن توجه به شهود و اتکا به پتانسیل‌های ودیعه گذاشته شده در وجودمان بسیار اهمیت دارد.

اما درک این مسیر جز با عشق ممکن نیست. عشق به خویشتن و خالق. فقط آن زمان است که تغییر را با تمام وجود می‌پذیریم و با درک ماموریت الهی‌ خود پی می‌بریم که یگانه‌ای با وجودی منحصر به فرد هستیم. در این مرحله است که گام‌های بعدی را با اعتماد بیشتری برمی‌داریم. مسیری هم‌راستا با ندای دل و  اتکا به پتانسیل‌های درون. باید دگرگون شد و با وجود همه سختی‌های مسیر راه خود را مثل یک رود پیدا کرد. راهی که نیاز به شکیبایی، نگاهی تیزبین، تاملی ژرف، عملی استوار و پشتکاری خستگی‌ناپذیر دارد. باید اعجاز روح خود را در این مسیر باور کرد و آن را پرورش داد. برای یک طلوع، یک رویش، تجربه یک بهار و جرقه‌ای برای روشن کردن شمعِ «تولد دوباره».

به قول یک نویسنده ناشناس:

«تولد واژه‌ای است در پی معنا شدن، مفهومی است در تب و تاب رسیدن.

تولد بهانه‌ای  است برای دلتنگ خود شدن و  شانه‌ای است برای جستجوی خویش.»

 

 

نظر شما