جانی و دلی ای دل و جانم همه تو
زمانی که پیشنهاد این کاز از طرف خانم «مهسا زرگر»، طراح دستسازهای طلا به من داده شد، حس و حال خاصی داشتم. آنقدر عمیق به دنیای شاعر بزرگ «مولانا» آشنا نبودم و این فرصت مناسبی برای غرض شدن در دنیای عشق بود. خانم زرگر برای اولین بار دنبال توصیفی منحصر به فرد برای کارهایشان در قالب پروژه «رومی» بودند. برای نزدیک شدن به حال و هوای کار نیاز به مرجعی داستانی و البته ساده داشتم که بتوانم به مخاطب بیشتر نزدیک شوم. در مسیر نوشتن این متن و همینطور سه کار دیگر در همین پروژه، کتاب «ملت عشق» را مطالعه کردم. حاصل این فعالیت کپشنی بود که شاید برای اولین بار برای یک گردن آویز طلا نوشته میشد. توصیفی احساسی برای کاری که با دقت و ظرافت تمام ساخته شده بود. برای نوشتن متن از توصیف عشق در کتاب و گفتههای خانم زرگر در مورد نحوه ساخت گردنبند و ظرافتهای آن الهام گرفتم. نتیجه کار به این شکل رقم خورد:
«آن زمان که عشق را لایه به لایه و حرف به حرف معنا کنی، با معشوق یکی میشوی. هم زبان، هم گفتار، هم کردار، همسان و همانند با او. درست مانند هنرمندی که قالب تفکرش به شکل ظریفترین دستسازها خلق میشود و اگر این خلق عمیقترین و خالصترین ابیات در وصف ذات عشق را جاودانه کند، تصویری میشود بیبدیل بر جسم شما که تداعیگر سیر و سلوکیست نایاب در دیار عشاق. زینتی است که انرژی یکی شدن و همسان شدن با معشوق را هر لحظه یادآوری میکند. جانی و دلی، تاب و توانی ای عشق.»